نادر آرمیان

www.naderarmian.ir

هیچ کس کامل نیست!
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۱  کلمات کلیدی: ادبیات

دوستی از ملانصرالدین پرسید: ملا، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی؟

ملا در جوابش گفت: بله، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم.

دوستش دوباره پرسید: خب، چی شد؟

ملا جواب داد: بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم، چون از مغز خالی بود!

به شیراز رفتم: دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا، ولی من او را هم نخواستم، چون زیبا نبود.

ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود. ولی با او هم ازدواج نکردم!

دوستش کنجاوانه پرسید: دیگه چرا؟

ملا گفت: برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت، که من میگشتم!