نادر آرمیان

www.naderarmian.ir

نوآوری نظام یافته... TRIZ
ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٤  کلمات کلیدی: دانش ، صنعت ، فرهنگ

خلاصه کتاب نوآوری نظام یافته

نویسندگان:جان ترنینکو - آلازوسمن - بوریس زلاتین

فصل اول:

مقدمه ای بر TRIZ: نظریه حل ابتکاری مسئله

هم افزایی:

برای بهبود فرایند طراحی در یک سازمان سه ابزار وجود دارد. اولین ابزار QFD(1) است که به منظور تسهیل طراحی محصول, کلیه ی اطلاعات به دست آمده از مشتری را به زبان مهندسی تبدیل می کند. تا پیش از این تنها دو روش برای دستیابی به نوآوری وجود داشت: روش گزینش ایده ی پاگ (2) و توفان ذهنی (3). ولی اکنون با افزودن TRIZ به QFD بهبودهای شگرفی در طراحی نوآورانه ی محصول و فرایند به وقوع پیوسته است. باید توجه داشت که TRIZ تنها در صورتی مفیدواقع می شود که مسئله به خوبی شناسایی و تعریف شده باشد. همچنین, TRIZ طراحی نهایی را انجام نمی دهد بلکه آخرین ابزار یعنی فلسفه طراحی استوار گنیچی تاگوپی (4) است که از طریق تعیین مقدار هر یک از متغیرها طرح را به دور از عوامل غیرقابل کنترل به هدف موردنظر می رساند.

QFD + TRIZ + Taguchi = نوآوری های استوار مشتری گرا

تاثیر این سه ابزار برتوانایی سازمان برای نیل به هدف خود قابل ملاحظه بوده است.

اصطلاح «نظام یافته» فعالیت های تکرارپذیری را که با ترتیبی معین برای رسیدن به هدف مطلوب اجرا می شوند, در ذهنتداعی می کند. «نوآوری» نیز با خلاقیت که دارای فرایندهای تصادفی و غیرقابل پیش بینی است ارتباط دارد با یان حال اصطلاح «نوآوری نظام یافته» یک ترکیب متناقص نیست.

کلید فهم نظریه حل ابتکاری مسئله TRIZ درک این مطلب است که می توان تناقض ها را به طور منظم با استفاده از راه حل های نوآورانه حل کرد و این موضوع یکی از سه فرض اصلی پیدایش TRIZ است. این سه پیش فرض عبارتند از:

1- هدف رسیدن به طرح ایده آل است.

2- تناقض ها به حل مسئله کمک می کنند

3- فرایند نوآورانه می تواند به طور نظام یافته پی ریزی شود.

1-Qaliiy Function Deploment

2-Pugh's concept selection

3-Brainstoiming

4-Genichi Taguchi philosophy of robust disign

این پیش فرش که فرایند نوآوری قابل مهار و کنترل نیست نه تنها محدودکننده بلکه کاملا نادرست است. این روش به خصوص برای مسائل فنی مشابه در دنیای اختراعات موثر شناخته شده است.

آلتشولر در کتاب خود با عنوان «خلاقیت به عنوان یک علم تمام عیار» از رزی (نمایشنامه نویس) نقل قول میکند:

«همه می دانند که خلاقیت مساله ای ارادی نیست و حتی به قویترین اراده ها و آمرانه ترین دستورها نیز پاسخ نمی دهد. چنین به نظر می آِید که یک هنرمند درست در لحظه ی خلق ایده و کمی پس از آن, در حال تفکر است؛ ولی این تفکر در لحظه ی خلق ایده, آگاهانه و از روی قصد نیست.»

توفان ذهنی روشی متداول برای آشکارسازی ایده هایی است که در ذهن ناخودآکاه ما قرار دارند. روش های توفان ذهنی اغلب باعث می شوند که به یک مساله از دیدگاه های متفاوت نگریسته شود. نمونه یسوال های توفان ذهنی عبارتند از:

  • برای چه روی این مشکل کار میکنید؟

  • اگر راه حل ها یا اثرات متضاد می خواستید چه می کردید؟

  • اگر فرایند سریعتر اتفاق بیفتد چه می شود؟

در دهه1960, ویلیام گوردن فعالیت هایی را برای توسعه روش توفان ذهنی انجام داد. او دریافت بین توفان ذهنی, تفکر منتقدانه و تفکر قیاسی هم افزایی وجود دارد. یک روش برای رسیدن به این هم افزایی این است که خود را جای محصولی که قرار است طراحی شود بگذاریم و مسئله را از درون بررسی کنیم.

توماس ادیسون یکی از حامیان روش سعی و خطا بود که عقیده داشت 1% الهام و 99%سخت کوشی و عرق ریختن چاره هر کار است. باید در نظر داشت که ادیسون صدها دستیار داشت و می توانست برای هر ایده هزاران بار آزمایش کند. با این روش ادیسون برای هر نوآوری به حدود پنجاه هزار بار سعی و خطا احتیاج داشت.

اشکال عمده ی فرایندهای سنتی افزایش خلاقیت این است که با پیچیده تر شدن مسئله تاثیر آنها کاهش می یابد. می توان روش سعی وخطا را در هر فرایندی به کار گرفت ولی باید توجه داشت که تعداد سعی های لازم با سخت تر شدن مسئله ی ابتکاری افزایش می یابد. آلتشولر می خواست روند حل مشکلات پیچیده را تسهیل کند, سپس روش تسهیل فرایند را به افراد دیگر انتقال دهد. تلاش او برای بهبود فرایند نوآوری به خلق TRIZ منجر شد.

پرسش های اصلی آلتشولر در راه توسعه دانش خلاقیت عبارت بودند از:

1- چگونه می توان زمان رسیدن به نوآوری را کاهش داد؟

2- چگونه می توان فرایندی ایجاد کرد که بتواند تفکر خلاق را تقویت کند؟

برای دانشمندان بسیار سخت است که خارج از حوزه ی مفروضات خود فکر کنند که در این صورت مجبورند با فن آوری جدید و با زبانی دیگر تفکر کنند. آلتشولر و همکاران فعالیت خود را با تجزیه و تحلیل راه حل های ارائه شده در مسائل موجود و به ثبت رسیده بین المللی شروع کردند.

با شناسایی الگوهای موجود حل خلاقانه در فن آوری های مختلف, مشکل محدود بودن دید در اثر تخصص گرایی بر طرف شد و فرایند نوآوری بهبود یافت بنابراین هر کس که قادر به فکر کردن باشد می تواند نوآوری کند و البته نوآوران با استعداد, موثرتر خواهند بود.

بر اساس ارزیابی آلتشولر در دهه ی 1980حدود100موسسه TRIZ و مدرسه تکنولوژی فکر تاسیس شد.

تاریخچه تئوری TRIZ

لغت TRIZ برگرفته از حروف کلمات اول در عبارت روسی به صورت زیر می باشد.

Teoriya Resheniya Izobretatelskikh Zadatch

که معادل انگلیسی آن عبارت

Theory of Inventive Problem Solving

است که به معنی نظریه حل ابداعانه مسئله می باشد.

TRIZ تنها ابزار تقویت نوآوری و ایجاد بهبود های شگرف در طراحی است این ابزار قدرتمند نیاز به سازش و ایجاد تعادل ناشی از تضاد بین مقیاس های مختلف عملکرد را از بین می برد. ضمنا TRIZ از شناسایی تضاد ها به عنوان موقعیت هایی برای بهبود و تصحیح فرایند طراحی استقابل می کند.

چهره ای در پس انقلاب

جنریچ آلتشولر (1926) که10سال پس از آغاز انقلاب بلشویکی در اتحاد جماهیر شوروی به دنیا آمد از همان کودکی علاقه ی شدیدی نسبت به نوآوری بروز می داد. در حال که14سال بیشتر نداشت وسیله ای را برای تولید اکسیژن از پراکسید هیدروژن ساخت و آن را آزمایش کرد و او در سن16سالگی برای اولین بار اسم خود را به عنوان مخترع این وسیله مخصوص تنفس زیر آب به ثبت رساند.

در طول جنگ جهانی دوم آلتشولر به ارتش پیوست وی پس از جنگ مسئول بررسی اختراعات در نیروی دریایی شد.

آلتشولر و دوست دوران بچگی اش رافائل شاپیرو به اتهام تخریب کشور متهم گشتند، سرانجام پس از یک سال بازجویی و شکنجه به25سال حبس در زندان در نواحی قطبی محکوم شدند. از نظر آلتشولر این فرصتی برای رشد فکری و افزایش بهره وری تلقی شد. در زندان مملو از استادان, دانشمندان معروف و موسیقی دانان و هنرمندان بود که همگی در جریان تصفیه حساب های سیاسی استالین بازداشت شده بودند به این ترتیب آلتشولر به کسب علم و دانش ادامه داد.

در سال1953آلتشولر و شاپیرو از زندان آزاد شدند و به توسعه ی TRIZ ادامه دادند و اولین مقاله خود را درباره اصول تئوری TRIZ در سال1956 در مجله علمی به چاپرساند. در سال1974بوریس زلاتین و در سال1981آلازوسمن به گروه متخصصان علاقه مند به TRIZ پیوستند و TRIZ برای حل مسائلی درحوزه دانش, تجارت و مدیریت و دیگر زمینه ها به کار گرفته شد. دولت سوسیالیستی تمایلی به شنیدن این حرفها نداشت و مشکلات و دشواری ها برای آلتشولر و همکارانش دو چندان شده بود و او برای گذراندن زندگی با نام مستعار آلتوف شروع به نوشتن داستان های علمی تخیلی کرد.

در دهه 1970ترجمه کتاب و مقالات آلتشولر به کشورهای آلمان, هلند, ژاپن, آمریکا و دیگر کشورهای غربی راه یافت. تا سال1985آلتشولربیش از14کتاب را تالیف کرد. اما تنها دو کتاب از آن کتابها به زبان انگلیسی ترجمه شده است. در این کتابها یافته های کلیدی آلتشولر تشریح شده اند. این یافته ها از بررسی بیش از دویست هزار اختراع ثبت شده و با تمرکز بر  چهل هزار اختراع برتر به دست آمده اند.

آلتشولر الگوهایی را که مکررا در نوآوری های مختلف استفاده می شد شناسایی کرد وبر اساس معیارهای زیر پنج سطح نوآوری را تعیین کرد که این معیارها عبارتند از:

  • دانش استفاده شده در نوآوری تا چه حد در حوزه ی کاری فرد نوآور قرار داشته؟

  • تعداد آزمون های نظری که نوآور برای رسید به راه حل انجام داده چقدر بوده؟

  • مسیر بهبود طرح اصلی برای رسیدن به راه حل تا چه حد بدیهی بوده است؟

درجه ابتکار:

آلتشولر مسئله ی ابتکاری را به عنوان مسئله ای که درآن حداقل یک تناقض وجود دارد تعریف کرده است. وی تناقض را نیز این گونه تعریف کرد: «موقعیتی که در آن تلاش برای بهبود یک جنبه از مسئله بر جنبه ای دیگر از مسئله اثر منفی می گذارد. »

سطوح نوآوری:

سطح یک:

نوآوری های که 32% از نوآوری ها را تشکیل می دهد, اختراع های ثبت شده و راه حل های واضحی را که از بین چند انتخاب گزینش شده اند شامل میشود. در حقیقت بهبودهای کوچک در سیستم هایی که تغییری ماهیتی نیافته اند, نوآوری های سطح یک را تشکیل مید هد. معمولا در آن سطح یک ویژگی خاص سیستم اصلاح یا تقویت شده است. برای مثال افزایش قطر دیوار خانه به منظورعایق بندی بیشتر.

سطح دو:

نوآوری ها معرف بهبودهایی کوچک در سیستم, هم زمان با کاهش تناقض ذاتی موجود در سیستم می باشد راه حل های بیان شده در این سطح چیزی حدود 45% از کل نوآوری ها را تشکیل می دهند. راه حل های این سطح معمولا با چند صد بار آزمون و خطا حاصل می شود و برای رسیدن به آنها داشتن اطلاعات لازم در یک زمینه فن آوری کفایت می کند. سیستم موجود به آرامی تغییر می کند و ویژگی های جدیدی به دست می آورد که بهبود آن را تضمین میکند.

سطح سه:

این سطح که 18% از کل نوآوری ها را تشکیل می دهند, سیستم موجود را به نحو چشمگیری بهبود می بخشند در این سطح تناقض موجود در سیستم فعلی با معرفی چند عنصر کاملا جدید حل میشود برای رسیدن به این نوع راه حل ها صدها ایده با استفاده از روش سعی و خطا بررسی و آزمایش می شوند.

راه حل های سطح چهار:

از حوزه ی علم و نه از حوزه ی فن آوری کشف می شوند و حدود 4% از کل نوآوری ها را تشکیل می دهند انجام ده ها هزار آزمایش تصادفی برای یافتن این نوع راه حل ها ضروری است. این راه حل ها به کلی خارج از الگوهای معمول در فن آوری هستند و برای رسیدن به آنها اصول کاملا متفاوتی به کارگرفته می شود در این سطح از نوآوریها تناقض به طور کامل از بین می رود زیرا در سیستم جدید وجود آن غیرممکن است. نوآوری های سطح 4 اثرات و پدیده های فیزیکی ای را که قبلا در آن حوزه ی کاری شناخت کمی از آنها وجود داشته به کار میگیرند.

راه حل های سطح پنجم:

به خارج از محدوده ی دانش زمان خود تعلق دارد و کمتر از 1% از کل نوآوری ها را تشکیل می دهند. برای دستیابی به این سطح از راه حل ها به ده ها هزار ایده نیاز می باشد. این راه حل ها وقتی به وجود می آیند که پدیده ای جدید کشف و برای مسئله ای ابتکاری به کار گرفته شود. راه حل های این سطح همچون لیزرها و ترانزیستورها باعث ایجاد سیستم ها و صنایع جدیدی می شوند. هر گاه یک راه حل سطح 5 شناخته شود, متعاقبا راه حلی دیگری در سطوح پایین تر شناخته خواهند شد.

آلتشولر تحقیقات خود را بر سطوح 2, 3, 4 نوآوری ها متمرکز ساخت و از سطح 1 به دلیل ابتکاری نبودن راه حل ها صرف نظر کرد. همچنین به این دلیل که راه حل های سطح به 5 به کشف پدیده های جدید نیاز داشته و نمونه های کمی هم از آنها موجود بود فعالیت سازمان یافته ای برای بررسی آنها انجام نداد. آلتشولر بر این باور بود که می تواند به هرکسی در توسعه ی راه حل های سطوح 2, 3, 4 کمک کند. او برای نیل به این هدف صدها هزار سند ثبت اختراع را بررسی کرد و نهایتا40اصل را که بارها برای حل تناقض های فنی به کار گفته شده بودند شناسایی نمود.

هر فرد نوآور مشتاق باید این حقیقت را که سرعت پیشرفت فن آوری بسیار بیشتر از سرعت تغییرات اجتماعی است درک کند و بداند که همین تفاوت در سرعت تغییرات است که موفقیت نوآری های سطوح بالاتر را مشکلتر می سازد.

آلتشولر در کتاب «و ناگهان مرد خلاق ظاهر شد» می نویسد:

«اگر کسی بخواهد سیستم فنی کاملا جدیدی عرضه کند, در حالی که هنوز سیستم موجود به اندازه کافی توسعه نیافته و از دور خارج نشده, برای موفقیت و پذیرش ایده اش توسط جامعه راه بسیار طولانی و ناهمواری در پیش خواهد داشت. راه حل کاری که بسیار از زمان خود جلوتر است, ساده نمی باشد و سخت ترین کار اثبات این حقیقت است که سیستم جدید امکان پذیر و ضروری است»

فرد نوآور باید مراقب باشد, زیرا ممکن است طرح های جدید از سوی جامعه پذیرفته نشود و پشتیبانی چندانی به عمل نیاید, بنابراین بهبود پیاپی طرح فعلی استراتژی بهتری است.

نوآوری های سطوح 1,2 و 3 را اغلب می توان از یک حوزه دانش به حوزه دیگر انتقال داد این امر به این معنی است که65%مشکلاتی که در زمینه ای خاص مطرح می شوند قبلا درحوزه های دیگر فن آوری پاسخ داده شده اند.

اکثر اسناد ثبت اختراع ها درچهار نوع فن آوری اصلی میگنجد: فن آوی های مکانیکی, الکترومغناطیسی, شیمیایی و ترمودینامیکی. اکنون درذهن خود میزان دانش یک فرد را تصور کنید. سپس به دانش موجود در یک شرکت, یک صنعت یک جامعه یا کل جهان فکر کنید. اگر حتی یک محقق کل اطلاعات یک صنعت را در اختیار داشته باشد نسبت به شخص دیگری که کل اطلاعات یک جامعه را در اختیار دارد راه حل های کمتری پیدا خواهد کرد. پسر یک مهندس مکانیک می تواند با توجه به مطالب جدیدی که در یک دوره شیمی آموخته ذهنیت پدر خود را نسبت به مسئله که درمورد آن تحقیق می کند عوض کند. به همین ترتیب وقتی که افراد نوآور خارج از محدوده ی زمینه تخصصی خود کار می کنند سطح نوآوری نیز افزایش پیدا میکند.

مسائل ابتکاری اغلب از روی ناآگاهی مانند مسائل مهندسی, فن آوری و طراحی مورد بررسی قرار میگیرند. در حالی که در این نوع مشکلات, شخص نوآور به منظور حل مسئله برای رفع یک تناقض تلاش می کند و تنها تفاوت بین کار افراد نوآور و دیگر افراد درگیر در طرح نیز همین موضوع است. در مسائل واقعی به محض آن که ایده ی راه حل خلاق پیدا شد باید از مهارت مهندسین و طراحان کمک گرفت, زیرا دانش این افراد آن ایده را به طرح و محصولی قابل پذیرش از طرف جامعه تبدیل می کند.

رخوت ذهنی مشکل دیگری است که گسترش نوآوی را کند میکند. همه ی محققان به موضوع خاصی برای تحقیق علاقه دارند که این موضوع مانند برداری در حول و حوش حوزه ی تخصصی آنها است. از آنجایی که هر محقق مختصری اطلاعات اززمینه های دیگر نیز دارد این بردار بیشتر شبیه مخروطی است که با زمینه های دیگر درحد متعارف نیز اشتراکاتی دارد. رخوت ذهنی باعث می شود که محقق کارش را در همان جهتی که قبلا و در پروژه های پیشین موفق بوده سوق دهد. فرایندهایی که به خلاقیت کمک می کنند در راستای یک جهت فن آوری پیش می روند و به راه حل های متعدد در آن حوزه از فن آوری دست می یابند ولی نمی توانند به راه حل های موجود در فن آوری های دیگر دستیابی پیدا کنند. البته این موضوع به ترکیب تیم نیز بستگی دارد.

اگر در هر مورد بتوانید متخصص مناسب را به خدمت بگیرید حل مسئله ساده تر خواهد شد ولی چگونه می توان زمینه تخصص مناسب را تشخیص داد؟ آلتشولر عقیده داشت کههرگاه دانش بیشتری در اختیار داشته باشید, پتانسیل خلاقیت شما افزایش می یابد. استفاده از اصول اساسی آلتشولر دانش موردنیاز برای طراحی را افزایش می دهد. آلتشولر این اطلاعات در قالب 40 اصل که برای حل تناقض فنی بین 39 پارامتر مهندسی به کار می روند خلاصه کرد.

دستیابی به راه حل ها از طریق الگوهای نوآوری

هنگام بررسی اسناد ثبت اختراع آلتشولر دریافت که یک مسئله ی مشابه (تناقض خاص) بارها و بارها درنوآوری ها مختلف و در فن آوری های گوناگون بروز می کند این مسئله مخصوصا وقتی که به حوزه فن آوری خاص محدود نباشیم مشهود تر است. وی همچنین دریافت بسیار اتفاق افتاده که یک راه حل مشابه بارها و بارها و فاصله زمان طولانی به کار گرفته شود بنابراین اگر به طریقی بتوان راه حل های پایه ای را در دسترس نوآوران قرار داد این فاصله های زمانی کاهش خواهند یافت در نتیجه با موثرتر شدن فرایند نوآوری فاصله ی زمانی بین پیشرفت ها نیز کاهش یافته و مرز بین فن آوری های مختلف شکسته خواهد شد.

به خاطر داشته باشید که بهترین ایده, ایده ای است که زمان رسیدن به آن وهزینه صرف شده برای آن کمترین باشد.

آلتشولر معتقد بود که دانش مربوط به نوآوری باید خلاصه, فشرده و کلی باشد تا نوآوران هر حوزه از دانش بتوانند به راحتی از آن استفاده کنند.

بهتر است مانند یک کودک با تناقض ها کنار بیایید, آنها را بپذیرد و از آنها خرسند شوید.

«بزرگترین وظیفه ی ما پیش از متمدن شدن این است که ماشین ها را به صورتی که باید باشند, یعنی بردگان و نه کارفرمایان تبدیل کنیم.»

هاولاک الیس 1923

ادامه در لینک زیر:

http://www. modiryar. com/index. php?option=com_content&view=article&id=1839:1388-03-28-03-56-03&catid=118:2009-03-27-17-37-24&Itemid=169

http://athir.blogfa.com/post-1717.aspx