نظریه بی نظمی یا آشوب

کاربرد نظریه بی نظمی در سازمانها

نظریه آشوب زاییده تغییرات ایجاد شده در دانشبشر و تغییر ماهیت محیط کار است.در شرایط در حال تغییر امروز، سیستم های بی نظم درارتباط با محیط خود همچون موجود ات زنده عمل می کنند و برای رسیدن به موفقیت هموارهباید خلاق و نوآور باشند.

کاربرد نظریه بی نظمی در سازمانها

نظریه آشوب زاییده تغییرات ایجاد شده در دانش بشر و تغییر ماهیت محیط کار است.

در شرایط در حال تغییر امروز، سیستم های بی نظم در ارتباط با محیط خود همچونموجود ات زنده عمل می کنند و برای رسیدن به موفقیت همواره باید خلاق و نوآور باشند.

مدیران باید با نگرش نو، مدل های ذهنی خود را متناسب با ویژگیهای سیستم هایآشوب گونه تغییر دهند که در آن صورت خواهند توانست دنیای فراروی سازمانها را باگذشته آن متفاوت سازند.

سازمانهایی که تمایل دارند به سازمانهای آشوب گونهتبدیل شوند باید به هوشمندی جمعی کارکنانشان تکیه کنند. تغییر فراگیر و پویا بهموازات رشد دانش و اطلاعات در سازمان نیازمند خلاقیت و نوآوری مستمر است.

درشرایط ناپایداری و نظامهای آشوب گونه باید فرآیند محوری را در سازمانها مورد توجهقرار داد.

مهمترین نقش مدیران در سازمانهای آشـوب گونه بسترسازی و ایجاد زمینههای عملی یادگیری مستمر سازمانی است

مقدمه

علوم نیوتنی که اساس تمدن رااز ۱۷۰۰ میلادی تاکنون شکل داده است ریشه در فیزیک و علوم ریاضی دارد. هستهپارادایم این علوم قوانین حرکت است که جهان را به مثابه ماشین و با یک قانون پایدارو کلیت قابل پیش بینی در نظر می گیرد. در این علوم روابط بین علت و معــلول ساده،روشن و خـطی در نظر گرفته می شود.

در عصر صنعتی، راهنمائیهایی را که از علومنیوتنی به مدیران می رسید مبتنی بر نگرش به موفقیت سازمانی برحسب حفظ ثبات سیستمبود به نحوی که اگر طبیعت یا بحران و یا هر عامل دیگری سیستم را از حالت ثبات خارجمی کرد نقش رهبر ایجاد مجدد تعادل در سیستم بود. با تلقی ثبات و پایداری به عنواننشانه موفقیت سازمانی، نظم از بالا به پایین تحمیل و ساختارهای سازمانی به گونه ایطراحی می شدند که از تصمیم گیرندگان راس سازمان حمایت کنند که نتیجه آن بوروکراسی وسلسله مراتب سازمانی است.

در واقع مدل سازمان بوروکراتیک مبتنی بر حفظ ثبات وپایــداری در سیستم، قــابـل پیش بینی بودن امور، تعیین اهداف و سازگاری است درچنیـن شــرایطــی از طــریــق برنامه ریزی های بلندمدت، میان مدت و کــوتاه مدت واز طریق رفتارهای عقلایی سازمان جهت دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده فعالیت میکند ولی باافزایش تغییرات و پویائیهای محیطی و پیچیدگی فزاینده آن اساس مدل هایبوروکراتیک مبنی برخطی بودن رابطه علت و معلول و قابل پیش بینی بودن امور به هم میریزد. باتوجه به این واقعیتهای روشن جیمز گلیک در کتاب خود تحت عنوان »آشوب: ایجادیک علم جدید« (۱۹۸۷) چشم اندازهای جدیدی از واقعیتهای فراروی، روشهای جدید درک علتو معلول و رفتارهای ظاهراًَ تصادفی و پویائیهای سیستم را ارائه می کند. برای بعضیاز دانشمندان اجتماعی این نگرش جدید چکیده ای از استعاره های سازمان و رفتاراجتماعی تلقی شد.

تئوری پیچیدگی که با تئوری آشوب در ارتباط است چندسال بعدتوسط اندیشمندانی نظیر روگر لوین در کتابی تحت عنوان»پیچیدگی: زندگی در لبه آشوب« میتچل والدروپ در کتابی تحت عنوان »پیچیدگی: علم نوظهور در لبهٔ نظم و آشوب« توسعهیافت

البته درباره مفاهیم فنی واژه های آشوب و پیچیدگی و حوزه نفوذ آنها مباحثچندی وجود دارد. برخی از اندیشمندان معتقدند که تئوری آشوب تئوری عمومی پویائیهایغیرخطی و تئوری پیچیدگی بخشی از آشوب است. برخی دیگر اعتقاد دارند که این دو تئوریهرکدام یک روی یک سکه است و عده دیگری اعتقاد دارند که تفاوت قابل تمایزی بین ایندو تئوری مشهود نیست. در هرحال این دو تئوری صرفنظر از برخی تفاوتها از جهاتی بسیارپیچیده تر و غیرقابل پیش بینی تر از آنچه کـه فیــزیک نیــوتنی مطرح می کرد را بیانمی کنند. واقعیت این است که تئوری آشوب زاییده تغییرات ایجاد شده در دانش بشری وتغییر ماهیت محیط کار و روابط آن است.

  • ویژگیهای نظریه آشوب

تئوری آشوب دردنیای علمی ایجاد شده و اخیراً در مدیریت مطرح گشته است. نظریه آشوب به سیستم هاییاشاره دارد که حاوی روابط غیرخطی، پیچیده و رفتار آشفته هستند. رفتار آشفته دوویژگی مهم دارد به طوری که اینگونه رفتار از یک نظر غیر قابل پیش بینی ولی از منظردیگر دارای الگوی نهفته در درون خود است.

آشفتگی در مفهوم علمی اش اغتشاش مطلقنیست بلکه بیشتر نوعی ناپایداری محدود است تا ناپایداری شدید و خارج از کنترل، و درواقع مبیــن تــرکیبــی از نظم و بی نظمی است که در آن الگوها به طور مستمر دراشکال بی نظم اما با یک نوع الگوی مشابه و دارای نظم غایی آشکار می شوند. طبق ایننظریه، رویدادها در جهان چنان پیچیده و پویا هستند که به نظر بی نظم می رسند اما درحقیقت نظام آشوب گونه (CHAORDIC) دارای نظم زیربنایی و مکنون است که شناسایی ایننظم زیربنایی و نهفته اگرچه غیرممکن نیست ولی مشکل است زیرا عوامل و پارامترهایمتعددی در تعامل پویا و غیرقابل پیش بینی رفتار پدیده ها را شکل داده و الگـــــویرفتـاری آینـده آن را به وجـود مـی آورند.

ویژگیهای عمده این نظریه عبارت ازاثر پروانه ای (BUTTERFLY EFFECT) ، خود سازماندهی (DYNAMIC ADAPTATION) (سازگاریپویـا)، خودمانائی (SELF - SIMILARITY) (خاصیت هولوگرافی) و جاذبـه های عجیب (STRANGE ATTRACTORS) است.

  • اثر پروانه ای

ادوارد لورنز استاد هواشناسیدانشگاه MIT در سال ۱۹۷۳نتایج محاسبات دستگاه معادلات دیفرانسیل متشکل از سهمعادله دیفرانسیل غیرخطی و معین مربوط به جابجایی حرارتی جو را منتشر و ملاحظه کردکه در محدوده معینی از عوامل معادلات، بدون مدخلیت عناصر تصادفی یا ورود اغتشاشخارجی نوعی نوسانات نامنظــم در پاسخ سیستم بروز داده می شود. وی در ادامه تحقیقاتخود با شگفتی به این نتیجه رسید که یک تغییر جزیی در شرایط اولیه معادلات پیش بینیکننده وضع جوی منجر به نوسانات در پاسخ سیستم و تغییرات شدید در نتایج حاصل از آنهامی گردد. لـورنز این خاصیت را اثر پروانه ای نام نهاد.

اثر پروانه ای در واقعبیانگر رد روابط خطی بین علت و معلول و تایید غیرخطی بودن روابط در پدیده ها وسیستم هاست. به این معنا که یک تغییر جزیی در شرایط اولیه می تواند به نتایج وسیع وپیش بینی نشده در ستاده های سیستم منجر گردد و این سنگ بنای تئوری آشوب است. (جیسون، ۱۹۹۶)

در نظریه آشوب یا بی نظمی اعتقاد بر آن است که در تمامی پدیدهها، نقاطی وجود دارند که تغییری اندک در آنها باعث تغییرات عظیم خواهد شد و در اینرابطه سیستم های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و سازمانی، همچون سیستم های جوی از اثرپروانه ای برخوردارند و تحلیلگران باید با آگاهی از این نکته مهم به تحلیل و تنظیممسائل مربوطه بپردازند. (الوانی، ۱۳۷۸)

  • خودسازماندهی

در محیط در حالتغییر امروز، سیستم های بی نظم در ارتباط با محیطشان هم چون موجودات زنده عمل میکنند و برای رسیدن به موفقیت همواره باید خلاق و نوآور باشند. اما هنگـامی که سیستمبه تعادل سازگار نزدیک می شود برای حفظ پویایی نیاز به تغییرات اساسی درونی دارد کهاین تغییرات به جای سازگاری و تطبیق با محیط، سازگاری پویا را موجب می شود که نتیجهآن دگرگونی روابط پایدار بین افراد، الگوهای رفتاری، الگوهای کار، نگرشها و طرزتلقی ها و فرهنگها است. در چنین شرایطی است که تغییرات کوچک می تواند تغییرات عمدهای را در رفتار سیستم ایجاد کند و تحت این شرایط است که اثر پروانه ای در کنارسازگاری پویا تبلور می یابد.

دانشمندان معتقدند که آشفتگی، سازگاریها وانطباقها را در هم می شکند که این امر در ظهور نظم نوین گاهی بسیار ضروری است وباعث خلاقیت مستمر در سایه تخریب خلاق در سیستم می شود. (استیسی، ۱۹۹۸) مورگانخاصیت خودنظمی در سیستم ها را تابع چهار اصل می داند. نخست آنکه سیستم باید تواناحساس و درک محیط خود و جذب اطلاعات از آن را دارا باشد. دوم آنکه، سیستم باید قادربه برقراری ارتباط بین این اطلاعات و عملیات خود باشد. سوم آنکه، سیستم باید قدرتآگاهی از انحرافات را داشته باشد و چهارم آنکه، توانایی اجرای عملیات اصلاحی برایرفع مشکلات را دارا باشد. هرگاه این چهار اصل برقرار شوند رابطه ای بین سیستم ومحیط ایجادشده و سیستم خود نظم می گردد و در مقابل وقایع، نوعی هوشمندی از خود بروزمی دهد. (الوانی، ۱۳۷۸هوشمندی پیش گفته حاصل یادگیری دو حلقه ای در سیستماست. در چنین الگوی یادگیری علاوه بر اصلاح عملیات و تغییر روابط براساس فــرم هایتعییـن شده، خود نرم ها نیز در یک حلقه دیگر مورد بررسی قرار می گیرد.

  • خودمانایی

در تئوری آشوب و معادلات آن نوعی شباهت بین اجزاء و کل قابل تشخیصاست. بدین ترتیب که هر جزیی از سیستم دارای ویژگیهای کل بوده و مشابه آن است. بهاین خاصیت هولوگرافی گفته می شود. اولین بار هولوگرافی در سال ۱۹۴۸ توسط دنیس گابورمطرح شد. مورگان در کتاب خود تحت عنوان »نگارهای سازمان« در استعاره سازمان بهمثابه مغز ویژگیهای هولوگرافی را به شرح زیر بیان می کند:

  • جـزء خاصیت کـل راداشته و مانند آن عمل می کند؛

  • سیستم توانایی یادگیری را دارد؛

  • سیستمدارای توانایی خودسازماندهی است؛

حتی اگر قسمتهایی از سیستم برداشته شود سیستمبه راحتی می تواند به فعالیت خود ادامه دهد.
به عنوان مثال در رابطه با خاصیتهولوگرافی می توان به آینه اشاره کرد.

ویژگی و خاصیت آینه نمایش تصویر و بازتابآن است. این خاصیت در تمام قسمتهای آن وجود دارد به گونه ای که هر قطعه آن اینخاصیت کل را می تواند از خود بروز دهد.

  • جاذبه های عجیب

جاذبه های نقطه ایو دوره ای پایه های فیزیک نیوتنی کلاسیک است که بیانگر نوعی الگوی

/ 0 نظر / 54 بازدید