خر سه‌پا

خر سه‌پا

از ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

خرسه پا، درافسانه‌هاواساطیرایرانی ومعتقدات آیین زرتشت، موجودی اسطوره ای وساکن دریای فراخکرداست، که احتمال می‌رودیکی ازخدایان پیش زرتشتی باشد.[۱] این موجوداساطیری شگفت‌انگیز، تشتررا درتقسیم وجمع‌آوری آب‌های دریای فراخکرت یاری می‌کند.[۲]

معرفی

خرسه پا، باشنده یاموجودی بسیارشگفت‌انگیز است که خاستگاه اوروشن نیست واین نکته نیزدرمورداوآشکارنشده که وی را برکدامین حیوان اسطوره‌ای می‌توان منطبق نمود. یکی ازمحققین معتقداست که این اسطوره دراصل بخشی ازاسطوره آسمانی است، چراکه درروایاتی همچون روایت زیر، که ازبندهش نقل شده، ازاینکه اوآبهای کیهانی را به جنبش درمی‌آورد، سخن گفته شده‌است:

چنین گویدکه خرسه پا، که دردریای فراخکردفرازجُنبد، همه آب دریارا به آشفتگی اندازد، آب را به نواحی دیگردریا افکند.

پژوهشگرانی دیگرمعتقدندکه خرسه پا، دراصل خدایی بیگانه یاپیش زرتشتی است، که بااعتقادات ایرانیان تلفیق یافته‌است. خاستگاه این حیوان اسطوره‌ای هرچه هست، تنهاحیوان مقدسی است که سه پا، شش چشم، نه دهان، دوگوش ویک شاخ دارد. خرسه پا، به اندازه کوهی است وگستره هرپای او، درحدگستره ایست که هزارگوسفند را درخودجای دهد، وظیفه خرسه پا، نابودکردن بیماریهاوبلاهاست.[۳]

شرح افسانه‌ای

خرسه پادرمیان اقیانوس بیکران به پاایستاده‌است. وی سه پا، شش چشم، نُه دهان، دوگوش، ویک شاخ داردوبدنش سفید است. خرسه پاازمعنویات تغذیه می‌کندودوستدارراستی وفرزانگی است. دوچشم اودرجایگاه معمولی چشمها، دوچشم در بالای سر، ودوچشم درآبگاه اوقراردارد. خرسه پابااین شش چشم تیزبین خویش، بردشمنان پیروزمی‌شودوآنهارا نابود می‌سازد.

ازنه دهان او، سه دهان درسر، سه دهان درآبگاه، وسه دهان درقسمت داخلی پهلوهاقراردارد. هردهان اوبه حجم یک خانه روستایی است وخوداین خانه به فراخی کوه الونداست (یازده هزارپا، بالای سطح دریا).

هنگامیکه خرسه پا، گردن خودرا دراقیانوس فرومی‌برد، گوشهایش خوف ورعب بزمی انگیزدوآب اقیانوس فراخ متلاطم می‌گردد. هنگامیکه خرسه پا دردریا پیشاب می‌ریزد[=به آب دریامی‌شاشد]، تمامی آب دریاتطهیرمی‌شود. چراکه در غیراینصورت، آب دریا درنتیجه تماس بازهری که موجودات پلید درآن واردکرده بودند، تباه می‌شد.[۲]

این شرح افسانه‌ای، برداشتی است که آلبرت جوزف کارنوی، ازمتن بندهش کرده‌است. دربخش ذیل به اصل متن، به روایت جان راسل هیلینز می‌پردازیم.

روایت بندهش

متن روایت بندهش (۱۹، ۱–۱۰)، ازخرسه پاچنین است:

«خرسه پا، میان دریای فراخکردایستد. اورا پای سه، وچشم شش، وگند[=بیضه] نه، گوش دو، وشاخ یک؛.. اورا آن شش چشم، دوتابه چشمگاه [محل طبیعی چشم= حدقه چشم]، ودوتابه بالای سر، دوتابه کوهانگاه است. بدان شش چشم، بدترین خطرپرمحنت را برطرف سازدونابودکند. آن نه گُند، سه تابه سر، سه تابه کوهان، سه تابه درون نیمه پهلو است و هرگُندی به اندازه بزرگی خانه ایست.

اورا بلندا[=قد]، به اندازه کوه خونونداست وآن سه پای هریک چون نهاده شود، آن چندزمین را فراگیرد که هزارمیش، به همنشینی گردفرونشینند. خوردگ پای به اندازه ایست که هزارمردبااسب وهزارگردونه بدودرگذرد؛ وآن دوگوش سرزمین مازندران را بگرداند. آن یک شاخ زرین، همانندسوورااست وازآن یک هزارشاخ دیگررسته‌است، که بزرگ وکوچک، به بلندی شتری وبه بلندی اسبی وبه بالای گاوی وقامت خری باشد. بدان شاخ، همه آن بدترین خطرهای کوشنده برطرف سازد و نابودکند.

چون آن خردردریا گردن افرازدوگوش خم کند، همه آب دریای فراخکردبه لرزه بلرزد، آب کرانه وناف برآشوبد. چون بانگ کند، همه آفریدگان مادّه آبزیِ هرفردی آبستن شوندوهمه خرفستران آبی آبستن، چون آن بانگ بشنوند، ریدکهاشان افکنده شوند. چون دردریامی‌زد، همه آب دریامطهرشودکه به هفت کشورزمین، بدان سبب همه خران، چون آب بینند، فرومی‌زند.

چنین گویدکه اگرخرسه پای، آب را تطهیرنمی‌کرد، پلیدی که اهریمن برای مرگ آفریدگان هرفردی برآب برده‌است، همه آبهانابودمی‌شدند. تیشترآب را ازدریا به یاری خرسه پای بیش ترساند.

عنبرنیز، پیداست که سرگین خرسه پا است. زیرااگراومینوخورش است، پس آن نم وفردهرآب را که به سوراخ به تن وی شود، به صورت گمیزوسرگین بازافکند.»[۳]

دیدگاه پژوهشگران

دارمستترمعتقداست که خرسه پا، همانندبرخی دیگرازاساطیرایران، یکی ازنمودهای ابرطوفانزااست. همچنین ایرانشناس دیگری به نام وست، معتقداست که این موجود، ازایزدان خارجی وغیرآریایی است که موردقبول مغان مزدایی قرارگرفته ودرصف ایزدان نیکوکاردرآمده‌است.[۴]

پانویس

1.   شناخت اساطیرایران، جان راسل هینیلز، ترجمه: باجلان فرخی، چاپ دوم، صفحه: ۴۵۹

2.   اساطیرایرانی، آلبرت جوزف کارنوی، ترجمه: احمد طباطبایی، چاپ دوم، صفحه: ۱۸

3.   شناخت اساطیرایران، جان راسل هینیلز، ترجمه: باجلان فرخی، چاپ دوم، صفحه: ۷۱

4.   اساطیرایرانی، آلبرت جوزف کارنوی، ترجمه: احمد طباطبایی، چاپ دوم، صفحه: ۱۹

منابع

  • جان. راسل. هینیلز. شناخت اساطیرایران. ترجمه باجلان فرّخی. چاپ دوم. تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۸۵. ISBN 964-331-264-X
  • آلبرت جوزف کارنوی. اساطیرایرانی. ترجمه احمدطباطبایی. چاپ دوم. تهران: انتشارات علمی فرهنگی، ۱۳۸۳. ISBN 964-445-484-7.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D8%B1_%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D9%BE%D8%A7.

/ 0 نظر / 8 بازدید