سیمرغ

سیمرغ

از ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

نشان سیمرغ بر پارچه ابریشمی منجوق دوزی شده در دودمان ساسانیان

نشان ایرانی سیمرغ ساخته شده در ۱۶۳۴ سال پیش در دودمان ساسانیان

سیمُرغ نام یک پرندۀ اسطوره‌ای-افسانه‌ای ایرانی است. اونقش مهمی درداستانهای شاهنامه دارد. کُنام (آشیانه) اوکوه اسطوره‌ای قاف است. داناوخردمنداست وبه رازهای نهان آگاهی دارد. زال را می‌پروردوهمواره اورا زیربال خویش پشتیبانی می‌کند. به رستم درنبردبااسفندیاررویین‌تن یاری می‌رساند. جزدرشاهنامه دیگرشاعران پارسیگوی نیزسیمرغ را چهره داستان خودقرارداده‌اند. از جمله منطق الطیر، عطارنیشابوری نیزاز آن دسته‌اند.

سیمرغ دردوره ساسانی

نشان سیمرغ نگاره ایست باساختاری پیچیده؛ مرغی افسانه‌ای بادُم طاووس، بدن عقاب وسرسگ وپنجه‌های شیر. نشان سیمرغ دردوره ایران ساسانی، بربسیاری ازجامهاوظرفهانقش بسته وشایدنشان رسمی شاهنشاهی ایران بوده باشد.[۱] نگاره‌های کشف شده بربخش غربی دیوارافراسیاب،[۲] درشهرسمرقند، شاه یاشاهزاده‌ای را نمایش می‌دهندکه همان طرح، همانندجامه خسروپرویزبردیوارطاق بستان، روی جامه اش نقش بسته. پژوهشگرنگاره‌های دیوارافراسیاب، پروفسورمارکوس موده، (استادانستیتوی باستان‌شناسی وهنرشرقی دانشگاه مارتین لوترآلمان) درپژوهش خودیادآورشده که بدلیل وجود این نگاره برپیکره خسروبرطاق بستان، ممکن نیست نشانی ساده بوده باشد، اوهمچنین شبیه بودن کلاه دراین دوپیکره را دلیل دیگری برمهم بودن شخصیت گمنام نقش بسته بردیوارافراسیاب می‌داندودرادامه به این نتیجه رسیده که نگاره سیمرغ، به احتمال بسیارپیکریزدگردسوم آخرین شاه ساسانی را نشان می‌دهد،[۱] چون تاریخ تقریبی ساخت آن نگاره‌ها باسالهای پایانی شاهنشاهی ساسانی منطبق، وهمچنین ازبین یکصدپیکره نقش بسته برآن دیوار، تنهایک نفرجامه اش به این نشان آراسته‌است. جامه ابریشمی (یاکفتان) دیگری ازپایان دوره ساسانی درموزه سرنوچی پاریس باهمان نقش به نمایش گذاشته شده. شماری تکه پارچه ابریشمی، کاشی‌هاوظرفهای سیمین وزرین آن دوران نیز، سیمرغ را درهمان قالب وهمان نقش نشان می‌دهند.

پیشینه

جام نقره‌ای مربوط به دوره ساسانی - ارتفاع تقریبی ۳۰ سانتیمتر.

پیشینه حضوراین مرغ اساطیری درفرهنگ ایرانی به دوران باستان می‌رسد. آنچه ازاوستاوآثارپهلوی برمی‌آید، می‌توان دریافت که سیمرغ، مرغی است فراخ‌بال که بردرختی درمان بخش به نام ویسپوبیش یا هرویسپ تخمک که دربردارنده تخمه همه گیاهان است، آشیان دارد. دراوستااشاره شده که این درخت دردریای وروکاشایافراخکرت قراردارد. کلمه سیمرغ دراوستا بصورت مرغ وسئن آمده که جزء نخستین آن به معنای مرغ است وجزء دوم آن بااندکی دگرگونی درپهلوی بصورت سین ودرفارسی دری سی خوانده شده‌است وبهیچوجه نماینده عدد ۳۰ نیست؛ بلکه معنای آن همان نام شاهین می‌شود. شایدهدف ازاین واژه (سی) بیان صفت روحانیت آن مرغ بوده‌است.[۳]

سیمرغ پس ازاسلام هم درحماسه‌های پهلوانی هم درآثارعرفانی حضورمی‌یابد. سیمرغ درشاهنامه فردوسی دوچهره متفاوت یزدانی (درداستان زال) واهریمنی (درهفت خوان اسفندیار) دارد. زیراهمه موجودات ماوراء طبیعت نزدثنویان (دوگانه پرستان) دوقلوی متضادهستند. سیمرغ اهریمنی بیشتریک مرغ اژدهاست، فاقداستعدادهای قدسی سیمرغ یزدانی است وبدست اسفندیاردرخوان پنجمش کشته می‌شود. البته عده‌ای این تضادرا برآمده ازاختلافات دینی اسفندیارباخاندان رستم می‌دانند. اسفندیارازپیروان دین زردشت است ورستم به عقایدپیشازردشتی ایمان دارد. تقریباًهرآنچه پیش اززردشت اهورایی است، دردین زردشتی، اهریمنی محسوب می‌شود. سیمرغی هم که همیشه به یاری خاندان رستم می‌آید، در خوان پنجم، باهیبتی اهریمنی، مانع اسفندیاروگسترش دین اومی‌شود. ناگفته نماندسیمرغ، دردین بهی پسازرتشتی، دوباره وجه مثبت واهورایی خودرا بدست می‌آورد.

سیمرغ مظهرخردتمام وبی نقص است که پاسخ تمام پرسشهارا درخوددارد، واسفندیارفره ایزدی داردورسالت انتشارمذهب بردوش اوست که درمسیرتعالی خودسیمرغ را ازمیان برمی‌دارد. اسفندیارباوجودی که فره ایزدی داردومرتکب گناهی نمی‌شودولی شخصیت نیکی درشاهنامه نداردچنانکه باحیله پس ازهفت خوان راهنمای خودرا می‌کشددرقیاس بارستم که وفای به عهدمی‌کندوراهنمای خوددرهفت خوان را به پادشاهی مازندران می‌رساند.

ورودسیمرغ یزدانی به شاهنامه باتولد زال آغازمی‌شود. سام پدر زال فرمان می‌دهدفرزندش را که باموهای سپیدبه دنیا آمده درصحرارهاکنندتاازبین برود. سیمرغ به سبب مهری که خدادردلش می‌افکند، زال را به آشیانه می‌بردومی‌پرورد. سرانجام وقتی سام بدنبال خوابی که دیده‌است به پای البرزکوه (جایگاه سیمرغ)[۴] به سراغ زال می‌آید، سیمرغ بعدازوداع بازال پری ازخودرا به اومی‌دهدتا بهنگام سختی ازآن استفاده کند. سیمرغ دوجادرشاهنامه کمکهای مهمی به زال می‌کند. یکی بهنگام بدنیاآمدن رستم که به علت درشت بودن تولدش بامشکل مواجه شده‌است وسیمرغ باچاره جویی بهنگام، این مشکل را برطرف می‌کند. دیگری بهنگام جنگ رستم واسفندیاراست که رستم ناتوان ازشکست دادن اسفندیارباروشی که سیمرغ به وی می‌آموزدموفق می‌شوداسفندیاررا درنبردمغلوب کند. سیمرغ هم چنین زخمهای بدن رستم ورخش را درمان می‌کند.

اگرچه درشاهنامه سیمرغ به منزله موجودی مادی تصویرمی‌شود، اماصفات وویژگی‌های کاملاًفراطبیعی دارد. ارتباط اوبا این جهان تنهاازطریق زال است. به یکی ازامشاسپندان یاایزدان یافرشتگان می‌ماندکه ارتباط گهگاهشان بااین جهان، دلیل تعلق آنهاباجهان مادی نیست. سیمرغ دردیگرمتون اساطیری فارسی، همچون گرشاسب نامه اسدی توسی، چهره‌ای روحانی وفراطبیعی ندارد. اصولاًجزدربخش اساطیری شاهنامه، بعدازاسلام ما متن اساطیری به معنای حقیقی کلمه نداریم، به همین سبب است که سیمرغ تنهاباشخصیت وظرفیت بالقوه تأویل‌پذیری اسطوره‌ایش که درشاهنامه ظاهرمی‌شود، به آثارمنظوم ومنثورعرفانی فارسی راه می‌یابدوازطریق شخصیت رمزی خوددرعنصرهای فرهنگ اسلامی جذب می‌گردد. اما روشن نیست که دقیقاًازچه زمانی وبدست چه کسی سیمرغ صبغه عرفانی گرفته‌است.

پس ازشاهنامه فردوسی کتابهای دیگری نیزدرادبیات فارسی هست که درآنهانشانی ازسیمرغ وخصوصیاتش آمده‌است. از جمله آنهاکتابهاورساله‌های زیررا می‌توان برشمرد: رسالة الطیر ابن سینا، ترجمه رسالة الطیرابن سیناتوسط شهاب الدین سهروردی، رسالة الطیراحمدغزالی، روضة الفریقین ابوالرجاء چاچی، نزهت نامه علایی (ازنخستین دانشنامه‌هابه زبان فارسی)، بحرالفواید (متنی قدیمی ازقرن ششم که درقرن چهاروپنج شکل گرفته ودرنیمه دوم قرن ششم درسرزمین شام نوشته شده‌است) و ازهمه مهمترمنطق الطیرعطار.

منطق الطیرعطارداستان سفرگروهی ازمرغان به راهنمایی هدهد به کوه قاف برای رسیدن به آستان سیمرغ است. هرمرغ به عنوان نماددسته خاصی ازانسانهاتصویرمی‌شود. سختی‌های راه باعث می‌شودمرغان یکی یکی ازادامه راه منصرف شوند. درپایان، سی مرغ به کوه قاف می‌رسندودرحالتی شهودی درمی‌یابند که سیمرغ درحقیقت خودشان هستند. اکثرمحققان ادبیات، ازجمله شفیعی کدکنی براین باورندکه دراین داستان، سیمرغ رمزی ازوجودحق تعالی است. سیمرغ رمزآن مفهومی است که نام داردونشان ندارد. ادراک انسان نسبت به اوادراکی است بی چگونه. سیمرغ درادبیات ماگاهی رمزی ازوجود آفتاب که همان ذات حق است، نیزمی‌شود. ناپیدایی وبی همتابودن سیمرغ، دستاویزی است که اورا مثالی برای ذات خداوندقرارمی‌دهد.

جستارهای وابسته

پانویس

1.   تفسیر پیکره دیوار افراسیاب، سمرقند، پروفسور مارکوس موده

2.   دیوار افراسیاب، سمرقند، دانشنامه ایرانیکا

3.   سین در هفت سین نوروزهم، بارمعنایی مشابه داردومی‌توان ازآن تعبیربه مقدس کرد.

4.   مفسران درتفسیرآیه ق والقرآن المجید منظور از ق را کوه قاف نیزشمرده‌اند ودروصف آن نوشته‌اندکه این کوه گرداگردعالم را فراگرفته. عالم را درمیان گرفتن، صفت کوه هَرَه بِرِزئیتی اوستایی، هربرز پهلوی والبرز فارسی دری است. یاقوت حموی جغرافی دان معروف هم به صراحت نوشته‌است که کوه قاف را پیشترالبرز می‌خوانده‌اند. (ارض ملکوت، هانری کربن، ص ۵۴–۵۵)

منابع

۱- منطق الطیر، عطارنیشابوری، تصحیح محمدرضاشفیعی کدکنی، انتشارات سخن، ۱۳۸۳

۲- دیدارباسیمرغ، تقی پورنامداریان، انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی ومطالعات فرهنگی، ۱۳۷۴

۳- سی مرغ وسیمرغ، علینقی منزوی، انتشارات راه مانا، ۱۳۷۹

۴- سیمرغ درقلمروفرهنگ ایران، علی سلطانی گردفرامرزی، انتشارات مبتکران، ۱۳۷۲

بخشی ازمطالب برگرفته ازدانشنامه رشد.

پیوندها

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%B1%D8%BA

/ 0 نظر / 20 بازدید