کمک (پرنده)

کمک (پرنده)

از ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

کَمَک یا کَمَک مُرغ، دراساطیرایران وآئین زرتشت، نام پرنده‌ای غول پیکروجادو اهریمنی است، که موجب تاریک شدن وبی باران ماندن زمین وخشکسالی وتباهی وویرانی درآن می‌شود. این پرنده عظیم الجُثّه، بدن خویش را دربرابرنورودر برابربارانی که ازآسمان می‌باریدقرارمی‌دادتاباران برپشت اوبریزدوهرگزبه زمین نرسد. این پرنده شوم، سرانجام بارشادت گرشاسب وهفت شبانه روز تیرافکندن وی بسوی او، نابودمی‌شودوبرزمین می‌افتد.

داستان اسطوره کَمَک، شباهتی عجیب بابرخی افسانه‌های اساطیری چین باستان داردوازجمله اسطوره ده خورشیدونبرد یی، کمانداربزرگ آسمانی بانُه خورشیدونابودی این نُه تابه نفع بقای یک خورشیدرا دراسطوره‌های چینی یادآوری می‌کند. البته بایدگفت که گرچه دربرخی روایات کهن ایرانی وزرتشتی به اسطوره کَمَک اشاره شده‌است، امّادرآثاردیگرزرتشتی و ازجمله دربندهش فرنبغ دادگی، نشانی ازاین مرغ افسانه‌ای (کَمَک) نیست واین عده‌ای را برآن داشته که این روایت را شکل تحریف گونه‌ای ازروایات باستانی چین بدانند.

شرح و معرفی

درکتاب فارسی صددربندهش، ودرروایت داراب هرمزدیار(۱/۶۴) درباره کَمَک چنین روایت شده که بازاده شدن او، زمین بی باران وبدون فروغ می‌ماند ورودها می‌خشکند. برمبنای این روایت، کَمَک مردم وحیوانات را می‌بلعدوهمه جاویرانی و تباهی پدیدمی‌آورد.

ویرانی وتباهی پدیدآمده توسط کَمَک، تداوم داردتازمانیکه سرانجام گرشاسب اورا نابودمی‌کندوآبادانی وفراوانی را به زمین بازمی‌گرداند.

دراین روایت گرشاسب، خطاب به اورمزد می‌گوید:

«ای داداراورمزد! مرابیامرزوروان من را دربهشت جایگاه بخش، که چون کَمَک مُرغ پدیدآمد، پربرسرهمه جهانیان بازداشت وجهان تاریک کردوهرباران که می‌بارید، برپشت اومی‌باریدوبه دُم به دریامی‌ریخت ونمی‌گذاشت قطره‌ای درجهان ببارد. بدینسان همه جهان ازقحط ونیازتباه شد. [وچنانکه] مُرغ گندم چیند، او(=کَمَک) [هرآنچه ازنعمت ووفوردرجهان بود]، می‌خوردوهیچکس تدبیراو، نتوانستی کردن.

سرانجام، من (=گرشاسپ)، تیروکمان برگرفتم وهفت شبان روز، چونانکه باران بارد، تیرمی‌انداختم وبردوبال اومی‌زدم، تا بال اوسست شدوبه زیرافتاد. [وی(=کَمَک)، درهنگام به زیرافتادن نیز]، بسیاری ازمردمان را درزیرگرفت وهلاک کرد. من به گرز، منقار وی خُردکردم، که اگرمن آن نکردی، اوعالم را خراب کردی وهیچکس بنماندی.

واین زوروقوّت مرا، توای اورمزددادار داده بودی، وگرنه مرا توانائی آن نبود.»

ارتباط با اساطیر چین

آنچه که درروایات افسانه‌ای واساطیری ایران پیرامون کَمَک آمده‌است، شباهتی عجیب بابرخی افسانه‌های موجوددرمورد برخی اساطیر چین داردواین می‌تواندنشانه‌ای ازپیوندمیان اساطیرآسیایی وبطورکلی اساطیرشرقی باشد:

دراساطیر چین، پس ازفرمانروائی خاقان یائووبه هنگام انتقال فرمانروائی به خاقان شون، به ناگاه ده خورشیددرآسمان پدیدارمی‌شوندوزمین را ازتَف ِخویش، به آتش می‌کشند، [طوریکه درآنجانیززمین بی باران می‌ماندوسرچشمه‌های آب‌ها می‌خشکندوخشکسالی بیدادمی‌کندو....]، تااینکه سرانجام، یی، کمانداربزرگ آسمان، نُه خورشیدرا بابارانی ازتیرهای خود ازآسمان به زیرمی‌کشدوزمین را ازقحطی وتباهی می‌رهاند. یعنی درآنجا یی کمانگیر، درست همان نقشی را ایفامی‌کند که دراینجا، گرشاسب درمواجهه باکَمَک مُرغ به انجام رسانیده‌است.

جی کارنوی، اسطوره شناس معروف نیز، روایت کَمَک ِاسطوره‌ای را، شکل تحریف شده‌ای ازبرخی داستانهای اساطیری چین همچون داستان طوفان بزرگ واسطوره ده خورشیدونبرد یی کماندارآسمان با نُه خورشیدجادویی می‌داند.

منابع

  • جان.راسل.هینیلز. شناخت اساطیرایران. ترجمه باجلان فرّخی. چاپ دوم. تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۸۵. ISBN 964-331-264-X.
  • آنتونی کریستی. اساطیرچین. ترجمه باجلان فرخی. چاپ اول. تهران: انتشارات اساطیر، ۱۳۷۳. ISBN.

https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%85%DA%A9_(%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87)

/ 0 نظر / 26 بازدید